29سال پیش در روز۳۱ فروردین ماه سال ۱۳۵۸
مردم آذربایجان و بخصوص اهالی جسور و غیور سولدوز، قوشاچای و اورمو با چنگ و
دندان به دفاع از تمامیت ارضی آذربایجان جنوبی در برابر هزاران تروریست مسلح
کومله و دمکرات پرداختند
اواخر فروردین ۱۳۵۸ و بعد از تصرف مهاباد و پادگان مهاباد و تجهیز اعضای حزب دمکرات که متشکل از کوردهای ایران - سوریه - تورکیه و عراق بود این حزب به رهبری "قاسملو" به بهانه برگزاری میتینگ سیاسی در سولدوز روانه استادیوم شهر نقده شدند. کوردهای مسلح که تعدادشان به بیش از 20 هزار نفر تخمین زده شده بود با وجود تقاضای ریش سفیدان و معتمدان مورد احترام مردم تورک، مبنی عدم ورود انها به شهر وارد گردیده و اقدام به مانور سیاسی و رژه در خیابانها نمودند. در این زمان در سطح شهر ۴۰ مرد مسلح و با احتساب داوطلبان روستاهای اطراف که پس از ورود کوردها وارد شهر شده بودند ۴۰۰ نیروی مردمی تورک وجود داشتند .
میتینگ سیاسی حزب دمکرات به پایان میرسد و ناگاه هلهله وحشیانه و هجوم یکباره بسوی دروازه استادیوم و حمله به ساکنان شهر اغاز میشود. مردان مسلح تورک که شمار انها در مقایسه با بیش از بیست هزار کورد بسیار بسیار ناچیز است بدون توجه بشمار غارتگران و متجاوزان از همان لحظات اول شروع به مقاومت مینمایند تا یکی از بزرگترین حماسه های تاریخ معاصر اذربایجان را رقم بزنند.
جنگ و کشتار مردم اغاز شده است و درکوچه های منتهی به ورزشگاه سولدوز در همان دقایق اول دهها زن و کودک با گلوله به شهادت میرسند. جسدهای قطعه قطعه شده و سرهای بریده شده مردم مظلوم تورک در کوچه پس کوچه های شهر انباشته شده است.اما صدای شلیک گلوله هنوز بگوش میرسد.مدافعان شهر جانانه از خاک خود دفاع میکنند.
مسئولین اورمیه که خبر جنایات تروریستها را شنیده بودند از طریق رادیو از مردم ارومیه میخواهند تا بکمک اهالی سولدوز بشتابند.آنها با هزاران نیروی داوطلب مردمی وارد شهر شده و پس از چند ساعت،شهر بکلی از وجودمهاجمان پاکسازی میگردد.بدین ترتیب جنگ یک هفته ای سولدوز با شکست خفتبار تروریستها و درپی شهادت صدها تن از مردم بیگناه تورک به پایان رسید.
12 سال پیش در۳۱ فروردین ماه سال ۱۳۷۵
همزمان با دومین مرحله از انتخابات پنجمین دوره مجلس
ملت آذربایجان جنوبی در تبریزعلیه فتنه شوونیسم به پا خاست
12 سال پیش در چنین روزی در حالیکه اهالی غیور تبریز آماده می شدند تا با شرکت در انتخابات مجلس، اراده ملی خود را به نمایش بگذارند تصمیم گیرندگان جمهوری اسلامی در اقدامی غیر قانونی، استبدادی و ظالمانه دکتر محمود علی چهرگانی، بعنوان یکی از برترین نامزدهای مطرح در بین مردم را ربودند و او را به شدت تحت فشار گذاشتند تا انصراف خود را از شرکت در انتخابات به اطلاع عموم برساند. این اقدام تبهکارانه، بوضوح اثبات کرد که در نزد مقامات رژیم ایران، هرگز میزان رای ملت نیست!
مامورین رژیم با یورش به منزل و ستادهای انتخاباتی دکتر چهرگانی، او و همرزمانش را به اسارت گرفتند.با انتشار خبر ربایش فرزندان آذربایجان، اهالی غیور تبریز و بسیاری از مشتاقان جسور حرکت ملی آذربایجان که آنروز جهت اعطای رای به چهرگانی در تبریز حضور داشتند به پا خاستند و بیش از ده هزار تن، در عرض دو ساعت در میدان اصلی شهر در روبروی فرمانداری تجمع کردند و با پلیسهای ضد شورش و مامورین لباس شخصی به زد و خورد پرداختند.
رژیم با آمادگی قبلی، جهت ترساندن مردم اقدام به شکستن دیوار صوتی توسط هواپیماهای جنگی بر فراز شهر و بخصوص میادین و خیابانهای مملو از جمعیت در تبریز کرد. اما مردم به رغم همه این سرکوبها برای ساعتها در خیابانها ماندند و با صدای بلند از رای خود دفاع کردند.
آنروز صدها تن از فرزندان فداکار آذربایجان، اعم از دختر و پسر بازداشت شدند و جمعی از آنها، از جمله کسانی چون مهندس غلامرضا امانی، برای ماهها و حتی سالهای متوالی، شدیدترین شکنجه ها را تحمل کردند.سرعت و قدرت قیام تبریز به حدی بود که مطبوعات رژیم به تکاپو افتادند و همانند مطبوعات رژیم شاه بعد از قیام ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶، عوامل نفوذی آنسوی ارس را مسئول بروز این حادثه دانستند!
پس از قیام شکوهمند ۳۱ فروردین ماه، تبریز و تمامی شهرهای تورک نشین وارد فاز جدیدی از مبارزه در راستای حرکت ملی آذربایجان شد. حرکت ملی آذربایجان اکنون با قوتی غبرقابل مهار، ایمانی خلل ناپذیر، وحدتی مثال زدنی و صمیمیتی عمیق در حال گسترش و پیش روی است
